شمارهٔ ۱۷۳ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ذره های کوی تو خورشید منظران
با طرّه تو جان و دل خلق توامان
صد بار بیش سوخته دلهای چون کباب
تا داده آب چشمه تیغت به تشنگان
خورشید کی به ذره حسن تو می رسد
کی پر زند به عرصه سیمرغ ماکیان
آن زلف حلقه حلقه، به رخساره ات نقاب
یا ضیمران به نسترنت هست سایه بان
کردیم وصف ماه، که آیینه دار توست
ای آفتاب روی به از مهر آسمان
از فتنه های چشم تو، ای ترک جنگجوی
آورده ام به خطه ی دارالامان، امان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوقهاش سخن میگوید و او را به خورشید و ماه تشبیه میکند. شاعر با ابراز عشق و دلدادگی خود، از سوختن دلهای عاشقانی چون کباب در عشق او میگوید و به تأثیر عمیق نگاه و زلف معشوقه اشاره میکند. همچنین، شعری که به وصف معشوقه پرداخته، نشاندهندهی برتری او بر سایر زیباییها و نورهای آسمانی است. شاعر از فتنههای چشمان او و تأثیر آن بر خود صحبت میکند و امانتی از عشق و احساساتش را به وجود میآورد.