شمارهٔ ۱۷۵ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خوب دیدیم و نباشد نظری بهتر از این
پدری نیست که آرد پسری بهتر از این
گرچه من میوه فرو ریزم و او سنگ زند
نیست بر نخل وجودم ثمری بهتر از این
سوزد ار بال و پرم، زآتش هجرش شادم
در گلستان نزدم، بال و پری بهتر از این
دل دیوانه که سر در قدم عشق تو بست
نیست در ملک جنون، تاجوری بهتر از این
هیچ دانی که چرا پیش تو سوزم، چون شمع
طاقتم نیست که سوزد دگری بهتر از این
روی بنما، ز پس زلف شبه گون که مرا،
در شب تیره نباشد قمری بهتر از این
زر رخساره افسر نگر و سیم سرشک
که گدا را نبود سیم و زری بهتر از این
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او بیان میکند که هیچ چیزی نمیتواند به اندازه عشق و محبتش به محبوبش ارزشمند باشد. حتی اگر او دچار درد و رنج شود، باز هم از این عشق شادمان است و اعتقاد دارد که در دنیا چیزی بهتر از این عشق وجود ندارد. شاعر همچنین از زیبایی محبوب و تاثیر آن بر دل و جان خود سخن میگوید و تصریح میکند که هیچ دلیلی برای مقایسه زندگیاش با دیگران وجود ندارد، زیرا عشق او بینظیر است.