نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

گلی کز اشک خونین، باغبان داده است آبش را

چه دشوار است دست غیر، اگر گیرد گلابش را

اگر ملک دلم ویران شد از دست غمش شادم

که روزی می‌کند تعمیر، شه ملک خرابش را

نمی آرد چرا در حلقه چشم من آن مه پا

به صد عجز و نیاز،‌ آن گه که می بوسم رکابش را

ز لعل لب اگر بخشد شرابم ساقی گل رخ،

من خونین رخ از لخت جگر آرم کبابش را

بجز خون دل عاشق نبد در ساغر ساقی

ز من باور کن ای افسر، که نوشیدم شرابش را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ی عشق و درد جدایی است. شاعر از باغبانی می‌گوید که به خاطر عشقش دچار غم و اندوه شده و روحش از این غم ویران است. او به آنها اشاره می‌کند که برای رسیدن به محبوبش، تلاش و نیاز زیادی دارد. همچنین بیان می‌کند که عشقش مانند شراب است که تنها با خون دلش می‌تواند به دست آورد. شاعر در اینجا از احساسات深 خود حرف می‌زند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی همراه با درد و رنج است.