نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۳ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

بهار آمد و در باغ، لاله شد چو پیاله

خوش است در کف ساقی، پیاله غیرت لاله

تو نیز می به قدح ریز و خوی به لاله عارض

کنون که ابر به رخسار لاله، ریخته ژاله

فروخت گل، رخ و افروخت، سرو قامت موزون

هزار زمزمه سنج آمد و تذرو به ناله

تو نیز سرو برافراز و باغ چهره برافروز

که صد هزار تذروت شوند عاشق و واله

کنم ز اشک پیاپی دُرو عقیق تصدق

مبادا آن که برآید به گرد ماه تو هاله

صحیفه رخ دلدار را ببین و چو افسر،

به رغم واعظ ناصح بسوز جمله رساله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بهار و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و از لاله‌ها به عنوان نماد زیبایی و عشق یاد می‌کند. او می‌گوید که وقت خوشی است و خواندن اشعار و نوشیدن شراب را به دیگران توصیه می‌کند. شاعر زیبایی و دلربایی را با رویدادهای طبیعی مثل باران و آواز پرندگان توصیف می‌کند و از دوستانش می‌خواهد که مانند سروها قد Science مقاله وضعیت عشق را گرفته و شاداب باشند. در نهایت، او بر اهمیت عشق و زیبایی تأکید کرده و به پیروی از نصیحت‌های سنتی، اشاره می‌کند که باید به عشق و احساسات واقعی اهمیت بیشتری داد.