نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۶ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا امروز کاخ از بوستان به

ز رنگ لاله، روی دوستان به

طبیبا، چاره و درمان نخواهم

که درد او به جانم جاودان به

مرا زخم جگر مرهم نشاید،

که آن را تیر این ابرو کمان به

تنم از شوق تیرش، استخوان شد

که این پیکان مرا در استخوان به

به حکم آن که دلبر سر گران است

سبک ساقی مرا رطل گران به

دهم جان و نیازارم دلش را

که از هر سود، ما را این زیان به

پناه افسر از آن هفت اقلیم

همانا گوشه دارالامان به

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل بیانگر احساس عمیق عشق و دلبستگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی‌های عالم طبیعت و گل لاله یاد می‌کند و درد و رنج عشق را به تصویر می‌کشد. او به این نکته اشاره دارد که چاره‌ای برای دردش نیست و زخم‌های عشق را نمی‌توان درمان کرد. عشقش آنقدر عمیق است که حتی حاضر است جانش را برای معشوق فدای کند. در نهایت، شاعر به امنیت و آرامش در عشق اشاره دارد و این احساس را در گوشه‌ای از هستی خود می‌جوید.