نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

داری ز چمن گر هوس حلقه دامی

ای مرغ دل ما، بنشین بر سر بامی

ما را ز حرم راند اگر شیخ به تزویر

غم نیست که در دیر گرفتیم مقامی

در دیر که زنّار شود رشته تسبیح

از ننگ مجو نام، اگر طالب نامی

ساقی بده از ساغر لب، باده که ما را

هرگز نبود بهتر از این شرب مدامی

چون من، که به هیچم بخرید و بفروشید

دیگر نبرد خواجه به بازار غلامی

گر بر سر جنگی، چه کم از دادن دشنام

ور نوبت صلح آمده، بفرست پیامی

بنشسته و برخاسته آشوب قیامت

از جلوه قدت به قعودی و قیامی

هر مایه که در مدرسه اندوختم، افسر

در میکده دادم به بهای دو سه جامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی تجلی‌گر احساسات عاشقانه و نوعی رهایی از قید و بندهای اجتماعی است. شاعر به مرغ دل خود اشاره می‌کند و او را به نشستن بر بام دعوت می‌کند. به شیخ و تزویر او اشاره می‌کند که او را از حرم راند، اما او غمگین نیست و در دیر (مکانی برای عبادت) مقام خود را یافته است. شاعر به لذتی که از نوشیدن شراب به دست می‌آورد اشاره می‌کند و معتقد است هیچ چیز بهتر از این شرب نیست. او همچنین از بی‌ارزشی خود در بازار صحبت می‌کند و اینکه کسی او را نمی‌خرد یا نمی‌فروشد. در ادامه، او به جنگ و صلح اشاره دارد و می‌گوید که در آشوب و هرج و مرج قیامت، جلوه‌ی معشوق او باعث قعود و قیام می‌شود. نهایتا، او به ارزش‌هایی که در مدرسه آموخته اشاره می‌کند و می‌گوید که این زحمت‌ها را با بهای دو یا سه جام شراب عوض کرده است. در کل، شعر حاکی از یک نوع انتقاد به جامعه و جشن گرفتن لذت‌های زندگی است.