نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تا گریزد طرب از کلبه ویرانه ما،

آسمان سنگ غم افکنده به پیمانه ما

بس که از دیده و دل، گشت روان آتش و آب،

رود جیحون شد و آتشکده کاشانه ما

مگرش خاصیت لعل مسیحاست، که باز،

مرده را زنده کند نغمه مستانه ما

آنقدر دور ز آبادی عقل است که هیچ،

دل دیوانه نداند ره ویرانه ما

سبحه زنّار کند افسر، از آن رو که به دیر،

رهن یک جرعه بود سبحه صد دانه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ناامیدی و درد در زندگی است. شاعر به ویرانی کلبه‌اش اشاره می‌کند و حس غم و اندوهی که به او چیره شده، توصیف می‌کند. وجود آتش و آب در دل و چشمان او نماد رنج و شوق عمیق اوست. شاعر به دنبال نغمه‌ای است که می‌تواند مرده را زنده کند، و این نغمه به نظر می‌رسد خاصیتی معجزه‌آسا دارد. همچنین بیان می‌کند که عقل و درک انسان از وضعیت ویرانه‌اش بسیار دور است. در انتها، به این نکته می‌رسد که ارزش‌های زیادی در زندگی وجود دارد که ممکن است با یک جرعه از آن‌ها احساس خوشبختی کرد.