نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

غم نیست گر نه ما را دور فلک به کام است

دوری به مانه هرگز خوشتر ز دور جام است

بر بوی وصل جانان خون گشت آخرم دل

خود انتظار گویا، نوعی ز انتقام است

خلق ار به چارده شب، مه را تمام بینند

بینم من آن مهی را کاندر دو شب تمام است

گر روز دیگران را یک شام لازم افتاد

بر چهره، زلفکانش روز مرا دو شام است

می چیست تا بگویم، بی او حرام باشد

خود آب زندگانی بی روی او حرام است

افسر که شعله غم یکباره خرمنش سوخت

دیگر روا نباشد گفتن ورا که خام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تلخی فاصله و دوری از معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هرچند دوری از معشوق دردناک است، اما این فاصله همچنان بهتر از دوری از شراب عشق است. او از عشق و انتظار برای وصال سخن می‌گوید و می‌گوید که این انتظار خود نوعی عذاب و انتقام است. شاعر نیز به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که اگر دیگران زیبایی کامل را در چهارده شب ببینند، او تنها در دو شب این زیبایی را مشاهده می‌کند. او در ادامه بیان می‌کند که زندگی بدون معشوق بی‌معناست و آب حیات نیز بدون دیدن او حرام است. در نهایت، شاعر به کسی که به خاطر غم‌اش دچار سوختگی شده است، اشاره می‌کند و می‌گوید که دیگر مناسب نیست درباره‌اش صحبت شود، زیرا او خود به شدت آسیب‌دیده است.