نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خرم دلی که کشته تیغ جفای توست

خرم تر آن که زنده مهر و وفای توست

اینک دلی شکسته و جانی گداخته،

از ما اگر قبول کنی، از برای توست

دل را که بر هوای بزرگی و فرّ و جاه

پرداختم ز غیر، که این خانه جای توست

حور و قصور و جنت و تسنیم و سلسبیل

در نزد عارفان، همه عکس بقای توست

وصف شمایل تو نیارم نوشت و خواند

آنجا که انتهاست، همان ابتدای توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید که خوشبختی واقعی در عشق و وفاداری به معشوق است و اینکه دل و جانش برای اوست. همچنین، او به زیبایی‌های بهشت و سعادت اشاره می‌کند و می‌گوید که همه این زیبایی‌ها در واقع تجلی عشق او به معشوق است. در نهایت، وی می‌گوید که وصف زیبایی‌های معشوق را نمی‌تواند به طور کامل بیان کند، زیرا آنچه که هست، شروع و انتهای عشقش به اوست.