شمارهٔ ۷۳ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آن گروهی که ز جان و دل ما خوبترند
آن گروهند که پرورده خون جگرند
شوخ چشمند و سیه طرّه و سیمین اندام
بلکه با طلعت خورشید نظیر قمرند
گرچه سنگین دل و پیمان شکن و عهد گسل
سرو رفتار و صنوبر قد و طوبی ثمرند
حور کردار و پری پیکر و شکر گفتار
حیف و صد حیف، که عاشق کش و بیدادگرند
مهوشان شه منش و با گهر و نازک طبع
عاشقان مفلس و دیوانه و بی پا و سرند
دانه هایی که من از دیده به دامان دارم
در غم سیمبران حسرت لعل و گهرند
محنت عشق و غم فرقت یاران عزیز،
همچو روز و شب ما غمزدگان در گذرند
ای خوش آنان که ز شوق قد سرو و رخ گل،
در مقامات غزل همدم مرغ سحرند
افسرا، در غم دلدار، ز ما صبر مجوی
عاشقانی که صبورند گروهی دگرند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف گروهی از معشوقان میپردازد که زیبایی و جذابیتی خاص دارند. آنان دارای چشمانی بازیگوش، موهایی سیاه و بدنی زیبا هستند و به خورشید و ماه تشبیه شدهاند. با این حال، این معشوقان از نظر عاطفی سنگین دل و وفاداری ندارند. شاعر به تناقض این زیباییها و رفتارهای آنان اشاره میکند که عاشق را رنجیده و بیقرار میسازند. او همچنین به درد عشق و جدایی اشاره کرده و میگوید که عاشقان واقعی، کسانی هستند که با زیبایی و شوق در شعر و غزل زندگی میکنند. در پایان، شاعر میگوید که صبر کردن در عشق، کار آسانی نیست و عاشقانی که صبر دارند، گروهی جداگانه هستند.