نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آنچه در مدرسه آموختم ایامی چند

دوش در میکده دادم عوض جامی چند

بوالهوس خویشتن از حلقه عشاق تو خواند

ننگ را بین، که در آمیخته با نامی چند

زلف هندوت به دل های مسلمان آویخت

کفر بنگر که قرین گشته به اسلامی چند

سنگ بر من مزن، آیینه بر غیر بنه

بعد از این جای من و کنگره بامی چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به تجربیات و آموخته‌هایش در مدرسه و زندگی اشاره می‌کند. او با اشاره به تغییراتی که در زندگی‌اش رخ داده، از لذت‌های دنیوی و عشق سخن می‌گوید و بر تضاد میان ننگ و نام، کفر و ایمان تأکید می‌کند. همچنین از زیبایی‌های ظاهری و اثر آن بر دل‌ها و آسیب‌پذیری انسان‌ها صحبت می‌کند. در نهایت، به نوعی از خود و شرایطش فاصله می‌گیرد و خواهان جدایی از قضاوت‌های نادرست می‌شود.