نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

عقرب سر زلفت، با قمر قرین باشد

تا قمر به عقرب هست، روز ما چنین باشد

خوشه‌های زلفینت، گرد خرمن عارض

وه به گرد این خرمن، تا که خوشه‌چین باشد

هندوی سر زلفت، با دلم مدارا کرد

مفتی ولایت دان، دزد اگر امین باشد

کفر و دین عاشق چیست، زلف و چهره دلبر

گو بیا که پیش ماست، هرچه کفر و دین باشد

نوبت مددکاری است،‌ همتی نما ای بخت

کآسمان به قصد ما، سخت در کمین باشد

با چنین قوی خصمی، پنجه کی توان انداخت

چاره چون مدارا هست، صرفه اندر این باشد

افسر، ار نیارد داد دل به دست هر شوخی

کی ز جور این و آن، خاطرش حزین باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذبه معشوق است و به تصویر کشیدن احساسات عاشقانه شاعر می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند "عقرب سر زلفت" و "قمر" به توصیف زلف و چهره دلبر می‌پردازد و نشان می‌دهد که عشق و معشوق در زندگی او چه معانی عمیقی دارند. همچنین، شاعر به بررسی تضادهای کفر و دین در عشق اشاره می‌کند و از بخت و مددکاری می‌خواهد تا در این عشق مشکل‌زا کمک کند. او بر این باور است که در برابر مشکلات، باید با مدارا برخورد کرد و به دنبال آرامش بود.