شمارهٔ ۹۴ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ماه من از شرم بر خورشید اختر پرورد
سرو من بر رخ ز مشکین طرّه عنبر پرورد
قد برافرازد به بزم، آنگه برافروزد جمال
ماه نخشب را فراز سرو کشمر پرورد
آن دو زلف عنبرین پرورده رخسار اوست
لاله حمرا چه نیکو سنبل تر پرورد
این همه سروی که پرورده است چون قدش نبود
باغبان گر راست گوید سرو دیگر پرورد
جان ما را می تواند پرورد از بوسه ای
آن که اندر جنتِ رخ آب کوثر پرورد
ای که گفتی جز صدف گوهر نپرورده است هیچ
ماه من در حقه یاقوت گوهر پرورد
پیکر من زرد گشت از آتش رخسار او
نیست عیب آفتاب ار معدن زر پرورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و شگفتیهای معشوق خود اشاره میکند. او به وصف معشوقی میپردازد که نه تنها در زیبایی شگفتانگیز است، بلکه قادر است روح و جان عاشق را نیز پرورش دهد. تشبیهات و تعابیر عاطفی به کار رفته، معشوق را مانند ماه و سروی زیبا و دلفریب نمایان میسازد. شاعر بر این باور است که زیباییهای او، حتی از عناصر قیمتی و طبیعی مانند یاقوت و زر نیز فراتر است و این عشق و زیبایی میتواند همه چیز را تسخیر کند. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق را چون آفتاب میداند که بر منابع زندگی و احساسات عاشق تأثیر میگذارد.