شمارهٔ ۹۵ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوبان که در آیینه رخ خود نگرانند
دانند که عشاق چه صاحبنظرانند
در کوی محبّت چه عجب مرحله سنجند
در بحر حقیقت چه گرامی گهرانند
کاش آن مه خورشید نشان چهره نمودی
کاین خاک نشینان به رهش منتظرانند
تنها نه منم از پی او بی خبر از خویش
برّی است که تن ها ز پیش بی خبرانند
نی جامه که بر تن به عوض دست بدرند
آنجا که مجانین غمت جامه درانند
غوغای خلایق همه دانی سبب از چیست
بر عشق من و حُسن تو افسوس خورانند
دی افسرش از گفته سعدی همه دم گفت
«شوخی مکن ای دوست که صاحبنظرانند»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبت میپردازد و به زیباییهای ظاهری و باطنی مینگرد. او میگوید که زیبا رویان با نگاه به آینه از خودشان آگاهاند و عشق را درک میکنند. در دنیای عشق، همگان در جستجوی حقیقت و زیباییهای عمیق هستند و این جستجو برایشان ارزشمند است. شاعر آرزو میکند که معشوق خود را به نمایش بگذارد تا دیگران نیز از عشق و زیباییاش بهرهمند شوند و به تاسی به محبت بپردازند. او بیان میکند که تنها او نیست که به دنبال معشوقش است، بلکه بسیاری از دیگران نیز درگیر عشق و وابستگی هستند. در نهایت، او نسبت به عشق و زیباییهای آن تأکید میکند و هشدار میدهد که نباید شوخی کرد، زیرا افرادی هستند که به عمق این مسائل آگاهاند.