نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۸ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از جان بگسل، صحبت جانانه به دست آر

بشکن صدف و گوهر یکدانه به دست آر

معموری تن چیست، به ویرانی آن کوش

صد گنج از آن گوشه ویرانه به دست آر

در راه وفا، شمع صفت ز اشک دمادم

آبی ز پی آتش پروانه به دست آر

گرد کره خاک چه پویی چو سکندر

آب خضر از چشمه پیمانه به دست آر

آن آب که بر باد دهد آتش جهلت،

از خاک نشین در میخانه به دست آر

دردید کش آن بزم به جان گر دهدت جام

جان می‌ده و یک جرعه حریفانه به دست آر

هشیاری جاوید گرت هست تمنی،

یک ساغر از آن باده مستانه به دست آر

سرّ صفت عشق مگو در بر عاقل

بی‌پا و سری چون من دیوانه به دست آر

گر کحل حقیقت طلبد مردم چشمت،

خاک قدم مردم فرزانه به دست آر

آسودگی خلق بود غافلی از حق

از خلق ببر، گوشه کاشانه به دست آر

تو همچو من، از اهل حقیقت نیی افسر

تحقیق بهل، قصه و افسانه به دست آر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بحث درباره تلاش و جستجوی سعادت و حقیقت می‌پردازد. شاعر به مخاطب می‌گوید که برای دستیابی به علم و آگاهی تلاش کند و از موانع و نادانی‌ها بگذرد. او بر این باور است که انسان باید به دنبال گوهر وجودی خویش باشد و از هر ابزاری برای کسب علم و حقیقت استفاده کند. در این مسیر، او تأکید می‌کند که حتی اگر زندگی دچار ویرانی شود، ارزش جستجو و تلاش برای یافتن معنای عمیق زندگی نباید فراموش شود. شاعر همچنین به نیکوکاران و اهل حقیقت نصیحت می‌کند که نباید در دنبال کردن این اهداف غافل شوند. در نهایت، او اشاره به بی‌فکری و سطحی‌نگری برخی از انسان‌ها دارد که درگیر افسانه‌ها و قصه‌ها هستند و از تحقیق و شناخت واقعی باز مانده‌اند.