شمارهٔ ۴۳ کسایی
کسایی مروزی / ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سزد که بگسلم از یار سیم دندان طمع
سزد که او نکند طمع ِ پیردندان کَرو
سزد که پروین بارد دو چشم من شب و روز
کنون کزین دو شب من شعاع برزد پَرو
غریب نایدَش از من غریو گر شب و روز
به ناله رعد ِ غریوانم و به صورت غَرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به تمثیلهایی درباره عشق و طمع میپردازد. او میگوید که طمع ورزیدن به زیباییهای معشوق، مانند دندانهای نقرهای، امری طبیعی است. همچنین بیان میکند که اگر محبوب او شب و روز در دلش برجسته باشد، اشکال ندارد که او نیز به طور عمیق احساساتش را ابراز کند. در نهایت، شاعر به ناهمگونی خود با دیگران اشاره میکند و بیان میکند که نالههایش، همچون صدای رعد و برق، ممکن است بیگانه به نظر برسند، اما به روشنی احساسات عمیق او را منتقل میکنند.