نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

صبح و نبید کسایی

کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صبح آمد و علامت مصقول بر کشید

وز آسمان شمامهٔ کافور بر دمید

گویی که دوست قُرطهٔ شَعر کبود خویش

تا جایگاه ناف به عمدا فرو درید

در شد به چتر ماه سنانهای آفتاب

ور چند جِرم ماه سر اندر سپر کشید

خورشید با سهیل عروسی کند همی

کز بامداد کِلّهٔ مصقول بر کشید

وان عکس آفتاب نگه کن ؛ علم علم

گویی به لاژورد می سرخ بر چکید

یا بر بنفشه‌زار گل نار سایه کرد

یا برگ لاله‌زار همی بر چکد به خوید

یا آتش شعاع ز مشرق فروختند

یا پرنیان لعل کسی باز گسترید

جام کبود و سرخ نبید آر، کآسمان

گویی که جامهای کبود است پُر نبید

جام کبود و بادهٔ سرخ و شعاع زرد

گویی شقایق است و بنفشه‌ست و شنبلید

چون خوش بود نبید بر این تیغ آفتاب

خاصه که عکس او به نبید اندرون فتید

آن روشنی که چون به پیاله فرو چکد

گویی عقیق سرخ به لؤلؤ فرو چکید

وان صاف می که چون به کف دست بر نهی

کف از قدح ندانی، نی از قدح نبید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر به تصویرسازی زیبایی از صبح و طلوع آفتاب پرداخته است. آفتاب به عنوان نماد روشنایی و زیبایی، با رنگ‌های متنوعی همچون کبود، قرمز و زرد توصیف می‌شود. شاعر اشاره می‌کند که گویی آسمان رنگ‌آمیزی شده و تمام عناصر طبیعت تحت تأثیر این نور تازه و خوشبو هستند. همچنین، نوشیدنی‌هایی نظیر نبید به تصویر کشیده شده که به نوعی نماد زندگی و شادی‌اند. در نهایت، زیبایی این روز نو و اثراتش بر روی لاله‌ها و بنفشه‌ها قابل مشاهده است و تصویر زیبایی از نور و رنگ‌های طبیعی خلق کرده است.