خواری مُرده کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا
دانم که مرده بر دل میراثخوار، خوار
فرزند من یتیم و سر افکنده گرد کوی
جامه وَسَخ گرفته و در خاک، خاکسار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس غم و تنهایی یک فرد میپردازد که میداند هیچکس برای او سوگواری نخواهد کرد. او به سرنوشت فرزند یتیم و سر افکندهاش اشاره میکند که در کوچهها سرگردان است و با به یادآوری این واقعیت، به مظلومیت و درد ناشی از مرگ خود پی میبرد.