دیده و اشک کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دو دیدهٔ من و از دیده اشکِ دیدهٔ من
میانِ دیده و مژگان ستارهوار پدید
به جَزع ماند یک بر دگر سپید و سیاه
به رشته کرده همه گرد جَزع مروارید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود میپردازد. او از ترکیب اشک و دیدگانش سخن میگوید و به عشق و درد ناشی از آن اشاره میکند. تضاد سیاه و سپید نماد ناامیدی و امیدواری است که در دل او وجود دارد. در نهایت، او همهچیز را به زیبایی و لطافتی چون مروارید تشبیه میکند.