سرخ رویی و زرد رویی کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود
برای ورد مرا ترک من همی پرورد
کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم
از آن سبب که به خیری همی بپوشم ورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از حال و روز خود سخن میگوید. او از زمانی یاد میکند که نورانی و محبوب بوده و همه او را میستودهاند. اما اکنون در وضعیت ناگواری قرار گرفته و به دلیل پنهان کردن مسائل و مشکلات خود، دچار سردی و غم شده است. شاعر به تغییر وضعیت خود اشاره میکند و از احساسات و تجربیات تلخ خود میگوید.