شمارهٔ ۸۸ - قصیده خاقانی
خاقانی شروانی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نه دل از سلامت نشان میدهد
نه عشق از ملامت امان میدهد
نه راحت دمی همدمی میکند
نه محنت زمانی زمان میدهد
قرار جهان بر جفا دادهاند
مرا بیقراری از آن میدهد
دو نیمه کنم عمر با یک دلی
که از نیم جنسی نشان میدهد
همه روز خورشید چون صبحدم
به امید یک جنس جان میدهد
فلک زین دو تا نان زرد و سپید
همه اجری ناکسان میدهد
به خوش کردن دیگ هر ناکسی
به گشنیز دیگ آن دو نان میدهد
مرا چشم درد است و گشنیز نیست
تو را توتیا رایگان میدهد
مگو کاسمان میدهد روزیم
که روزی ده آسمان میدهد
فلک خاک بیزی است خاقانیا
که روزیت ازین خاکدان میدهد
خود او را همین خاکدان است و بس
کز این میستاند بدان میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس ناخوشایندی از زندگی و عشق میپردازد. شاعر از ناتوانی عشق، راحتی و خوشحالی در زندگی میگوید و نشان میدهد که هرچه در تلاش است، از آنچه میخواهد دور است. همچنین، به تضادهایی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند: بین فقر و ثروت، شادی و غم، و تقسیم عمر و عشق. شاعر به نوعی به روزی از آسمان و تقدیر بسنده نمیکند و بر نارضایتی خود از شرایط موجود تأکید دارد. در نهایت، او دنیا را به عنوان جایی سرشار از ناکامیها و سختیها میبیند.