نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۹ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جانا لب تو پیشکش از ما چه ستاند

اینک سر و زر نقد دگر تا چه ستاند

مائیم و دلی جوجو از اندیشهٔ عشقت

عشقت به یکی جو چه دهد یا چه ستاند

عشق تو به منشور کهن جان ستد از من

یارب چو شود تازه به طغرا چه ستاند

امروز جهان بستد و ما را غم این نیست

ما را غم آن است که فردا چه ستاند

گیرم که عروس غم تو نامزد ماست

وصل تو ز ما خط تبرا چه ستاند

چون تافتگی تب خاقانی از اینجاست

دل مهر تب او ز دگر جا چه ستاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و معشوق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که او با تمام وجود، عشق و زیبایی معشوقش را پیشکش می‌کند. او از این می‌گوید که در این لحظه، تمامی دارایی‌هایش را برای عشق می‌دهد و نگران فردا و چیزی که ممکن است از دست بدهد، است. شاعر احساس می‌کند که عشق او به معشوقش بسیار ارزشمند است و در عین حال، غم و اندوه نیز جزئی از این عشق است. به طور کلی، این شعر به تأمل در عشق و احساسات مربوط به آن می‌پردازد.