نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۵ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

بوسه‌گهِ آسمان نعل سمند تو باد

نوردِه آفتاب بخت بلند تو باد

خواجهٔ جانی به لطف، شاه جهانی به قدر

گردن گردنکشان رام کمند تو باد

تا رخ و موی تو را درنرسد چشم بد

مردمِ آن چشم‌ها جمله سپند تو باد

خنجر تو چون پرند روشن و با زینت است

خون دل عاشقان نقش پرند تو باد

نامزد نیکوئی بر درِ ایوان توست

نامزد خرمی چشم نژند تو باد

عشق تو را تا ابد جای ز جان من است

جان مرا تا اجل قوت ز قند تو باد

من چه سگم ای دریغ کآمده در بند تو

آنکه مَنَش بنده‌ام بستهٔ بند تو باد

سرمهٔ خاقانی اَست خاک سر کوی تو

افسر خاقان چین نعل سمند تو باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید و ستایش زیبایی و ویژگی‌های خاص محبوب اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و غنایی، عشق و علاقه‌اش را به محبوب ابراز می‌کند. او برای محبوب خود آرزو می‌کند که همیشه مورد حفاظت و کامیابی قرار گیرد و از چشم حسودان دور باشد. شاعر همچنین به قدرت و جذابیت محبوب اشاره کرده و بیان می‌کند که عشقش به او همیشگی و عمیق است. در نهایت، او خود را بنده و خدمتگزار این محبوب توصیف می‌کند و خاک کوی او را برترین نعمت‌ها می‌داند.