نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۷ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

زین وجودت به جان خلاص دهند

بازت از نو وجود خاص دهند

بکشند اولت به یک دم صور

وز دم دیگرت قصاص دهند

ز آتشین پل چو تشنه درگذری

آبت از چشمهٔ خواص دهند

مهره از باز پس بگردانند

از پسین شش‌درت خلاص دهند

نام خاقانی از تو محو کنند

به بهین نامت اختصاص دهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تحولی در وجود انسان اشاره دارد، که در آن جان انسان را آزاد می‌کنند و به او دوباره وجود خاصی می‌دهند. در این فرآیند، زندگی و مرگ، به ترتیب در قالب صورتی جدید و انتقام از گذشته شکل می‌گیرد. شاعر به تمثیل پل آتشین اشاره می‌کند و می‌گوید که از آن عبور کرده و به چشمه‌ای خاص دست پیدا می‌کند. در نهایت، یاد خاقانی از بین می‌رود و یک نام بهتر و مناسب‌تر به او اختصاص داده می‌شود. این شعر نشان‌دهنده تغییر، رستگاری و دریافت هویتی نوین است.