نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۰ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز خوبان جز جگرخواری نیاید

ز بدعهدان وفاداری نیاید

ز ایام و ز هرک ایام پرورد

به نسبت جز جفاکاری نیاید

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

ز می سرکه توان کردن ولیکن

ز سرکه می طمع داری نیاید

دلا یاری مجوی از یار بدعهد

کزان خون‌خواره غم‌خواری نیاید

پری را ماند آن بی‌شرم اگرنه

ز مردم مردم‌آزاری نیاید

به ناله یار خاقانی شو ای دل

که از یاران تو را یاری نیاید

چه سود از ناله کاندر چشم بختت

ز نفخ صور بیداری نیاید

تو یاری از حریفان تا نجوئی

کز ایشان خود بجز ماری نیاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناامیدی و بی‌وفایی مردم می‌پردازد. شاعر می‌گوید از خوبان، جز جفا و خیانت انتظار نمی‌توان داشت و از بدعهدان وفاداری نمی‌توان انتظار کرد. او به تجربه‌های تلخی که از افراد مختلف دارد اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر از نیکان بدی پیدا کرد، از بدها نمی‌توان نیکی توقع داشت. به طور کلی، شاعر به این نکته اشاره دارد که نمی‌توان به دیگران، به خصوص آنهایی که سابقه بدی دارند، اعتماد کرد و بهتر است از کسانی که وفادار و مهربان هستند دوری گزید. در نهایت، او تأکید می‌کند که خود را از این یارانی که به ما آسیب می‌زنند جدا کنیم، زیرا کمکی از آنها نخواهد رسید.