نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کار عشق از وصل و هجران درگذشت

درد ما از دست درمان درگذشت

کار، صعب آمد به همت برفزود

گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت

در زمانه کار کار عشق توست

از سر این کار نتوان درگذشت

کی رسم در تو که رخش وصل تو

از زمانه بیست میدان درگذشت

فتنهٔ عشق تو پردازد جهان

خاصه می‌داند که سلطان درگذشت

جوی خون دامان خاقانی گرفت

دامنش چه، کز گریبان درگذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عمق و پیچیدگی عشق اشاره دارد و بیان می‌کند که عشق فراتر از وصال و جدایی است. درد و رنجی که از فقدان درمان می‌آید، نشان‌دهنده سختی‌های عشق است. در این دنیا، عشق به عنوان یک کار اصلی و محوری معرفی می‌شود و نمی‌توان از آن فرار کرد. شاعر به تجربه خود در عشق اشاره می‌کند و تمام چالش‌ها و فتنه‌ها را به تصویر می‌کشد، همچنین به سرنوشت افرادی که به عشق مبتلا شده‌اند، اشاره می‌کند. در نهایت، بیانگر تأثیر عمیق عشق بر زندگی انسان‌ها و دشواری‌هایی است که در این راه وجود دارد.