نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۷ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عقل ما سلطان جان می‌خواندش

مجلس‌افروز جهان می‌خواندش

نسر طائر تا لب خندانش دید

طوطی شکرفشان می‌خواندش

تا ملاحت را به حسن آمیخته است

هر که این می‌بیند آن می‌خواندش

تا لبش را لب نخوانی زینهار

زانکه روح القدس جان می‌خواندش

تا خیال لعل او در چشم ماست

هرچه در کون است کان می‌خواندش

کوی او از اختران چشم من

هر که دیده است آسمان می‌خواندش

کمترین وصاف او خاقانی است

کاسمان صاحب‌قران می‌خواندش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عظمت و زیبایی عقل و ویژگی‌های انسان‌های خردمند است. عقل به عنوان سلطان جان شناخته می‌شود و در مجلسی که روشنایی بخش جهان است، جایگاه والایی دارد. شاعر به تصویر زیبای صورت و لبان معشوق اشاره می‌کند که هر بیننده‌ای آن را زیبا می‌بیند و به تمثیل‌هایی چون طوطی‌ای شکرفشان تشبیه می‌کند. او همچنین بر اهمیت حسن و زیبایی می‌افزاید و می‌گوید که لب معشوق باید به درستی شناخته شود. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های عالم و اعتبار عقل در وصف آن‌ها اشاره می‌کند و نام خاقانی را به‌عنوان یکی از شاعرانی که از اوصاف این زیبایی‌ها سخن گفته یاد می‌کند.