غزل شمارهٔ ۲۰۴ خاقانی
خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مه نجویم، مه مرا روی تو بس
گل نبویم، گل مرا بوی تو بس
عقل من دیوانهٔ عشق تو شد
بندش از زنجیر گیسوی تو بس
اشک من باران بیابر است لیک
ابر بیباران خم موی تو بس
آینه از دست بفکن کز صفا
پشت دست آئینهٔ روی تو بس
رنگ زلفت بس شب معراج من
قاب قوسینم دو ابروی تو بس
طالب ظل همائی نیستم
سایهٔ دیوار در کوی تو بس
آسمان در خون خاقانی چراست
کاین مهم را نامزد خوی تو بس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و شدید شاعر به معشوقش است. شاعر از زیبایی و ویژگیهای معشوق خود سخن میگوید و احساساتش را به شکل تمثیلهایی زیبا توصیف میکند. او تأکید میکند که هیچ چیز دیگری به اندازه عشق و زیبایی معشوقش برای او ارزشمند نیست. شعر نشاندهنده احساسات و حالتی است که عشق میتواند در انسان ایجاد کند، حتی تا حدی که اشکها و افکار شاعر نیز تحت تأثیر این عشق قرار میگیرد. در کل، شاعر از فراوانی و بینظیری عشق خود میگوید و به زیباییهای معشوقش تمجید میکند.