نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۷ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

روی است به‌نام‌ایزد یا ماه تمام است آن

زلف است تعالی‌الله یا تافته دام است آن

هر سال بدان آید خورشید به جوزا در

تا با کمر از پیشت گویند غلام است آن

در عهد تو زیبائی چیزی است که خاص است این

در عشق تو رسوائی کاری است که عام است آن

جانی که تو را شاید بر خلق فرو ناید

چیزی که تو را باید بر خلق حرام است آن

گفتم که به صبر از تو هم پخته شود کارم

امروز یقینم شد که‌اندیشهٔ خام است آن

من بستهٔ دام تو، سرمست مدام تو

آوخ که چه دام است این یارب چه مدام است آن

شب‌های فراقت را صبحی که پدید آید

با بیم رقیبانت هم اول شام است آن

یک جام نخستِ تو بربود مرا از من

از جام دوم کم کن نیمی که تمام است آن

بی‌لام سر زلفت نون است قد چاکر

ای ماه چه نون است این یا نیز چه لام است آن

گفتی که چو خاقانی عشاق بسی دارم

صادقتر ازو عاشق بنمای کدام است آن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق پرداخته و احساسات عاشقانه شاعر را به تصویر می‌کشد. شاعر در این ابیات به ویژگی‌های ظاهری و باطنی معشوق اشاره می‌کند و زیبایی او را بی‌نظیر توصیف می‌کند. او از عشق و خطرات آن سخن می‌گوید و به تمایز این عشق خاص نسبت به دیگر عشق‌ها اشاره می‌کند. شاعر همچنین از دردی که به خاطر جدایی و فاصله از معشوق متحمل می‌شود سخن می‌گوید و به احساس سرمستی و شوقی که در پی عشق او دارد اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به دنبال کسی راستین‌تر از خود در عشق است و از معشوق می‌پرسد که کدامین عاشق صادق‌تر است.