نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۵ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

درآ تا سیل بنشانم ز دیده

گهر در پایت افشانم ز دیده

بیا از گرد ره در دیده بنشین

که گرد راه بنشانم ز دیده

مگردان سر ز من تا خون چشمم

سوی دل باز گردانم ز دیده

چنان بر دیده بندم نقش رویت

که نقش خلد برخوانم ز دیده

گه از بازوی و ران سازم کنارت

گهی بازوی خون رانم ز دیده

چو آئی سوی خاقانی دم نزع

به دید تو دَوَد جانم ز دیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از عشق و شوق دیدار محبوب سخن می‌گوید. او احساسات عمیق خود را بیان کرده و ابراز می‌کند که چقدر آرزو دارد محبوب را ببیند و زیبایی‌اش را در خاطرش نقش ببندد. شاعر همچنین به خستگی و درد حاصل از دوری اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر محبوب به او نزدیک شود، تمام غم‌ها و رنج‌هایش به فراموشی سپرده می‌شود. مضمون اصلی اشعار، عشق و آرزوی وصال است.