نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۳۶ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باز از کرشمه زخمهٔ نو درفزوده‌ای

درد نُوَم به درد کهن برفزوده‌ای

کوتاه بود بر قدت ای جان قبای ناز

که‌امروز پارهٔ دگرش درفزوده‌ای

در ساز ناز بود تو را نغمه‌های خوش

این دم قیامت است که خوش‌تر فزوده‌ای

آخر چه موجب است که باز از حدیث وصل

کم کرده‌ای و در سخن زر فزوده‌ای

باری اگر طویلهٔ عمرم گسسته‌ای

چشم مرا طویلهٔ گوهر فزوده‌ای

هر دم هزار بار به خونم نشانده‌ای

روزی که سوز هجران کمتر فزوده‌ای

خاقانی از پی تو سر اندازد ارچه باز

بر هر غمیش صد غم دیگر فزوده‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به معشوق خود می‌پردازد و از او می‌خواهد که دردهای جدیدی به دردهای قدیمی‌اش اضافه نکند. او به زیبایی و ناز معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هر روز بر جذابیت او افزوده می‌شود. در عین حال، شاعر از غم و هجران می‌گوید و نشان می‌دهد که این دردها هیچ‌گاه کمتر نشده‌اند. به‌طور کلی، شاعر خواسته یا ناخواسته در زندگی خود به عشق و دردهایش اشاره می‌کند و از معشوق می‌خواهد که کمتر بر غم و رنج او بیفزاید.