نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۸۴ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو را افتد که با ما سر برآری

کنی افتادگان را خواستاری

مکن فرمان دشمن سر درآور

بدین گفتن چه حاجت؟ خود درآری

بهای بوسه جان خواهی و سهل است

بها اینک، بیاور هر چه داری

به یک دل وقت را خرسند می‌باش

اگرچه لاغر افتاد این شکاری

برای تو جهانی را بسوزم

اگر خو واکنی از خامکاری

نهان از خوی خود درساز با من

که گر خویت خبر دارد نیاری

مکن حق‌های خاقانی فراموش

اگر روزی حق یاران گزاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری و حقیقت اشاره دارد. شاعر از طرفی به محبوب خود می‌گوید که اگر قصد دیدار دارد، باید به او بپیوندد و با کسانی که در وضعیت بدی هستند، مهربان باشد. او همچنین تأکید می‌کند که نباید از دشمنان دستور بگیرد و نباید در رسیدن به خواسته‌های خود تردید کند. شاعر به محبوب پیشنهاد می‌کند که برای عشق، هر چه دارد، فدای او کند و به شاد بودن در کنار او اهمیت بدهد، حتی اگر در زندگی مشکلاتی وجود داشته باشد. او از محبوب می‌خواهد که خویشتن را پوشیده نگه دارد و به حقایق پایبند باشد و فراموش نکند که باید به دوستان و یاران نیز اهمیت بدهد.