نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹۴ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی

فالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی

ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی

آن جام سفالی کو و آن راوق ریحانی

لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانی

یزدادلها صبغ فی احمرها القانی

مجلس ز پری‌رویان چون بزم سلیمانی

با غُنّهٔ داودی مرغان خوش الحانی

یا یوسف عللنی ادلامک اخوانی

کم من علل تشفی من غایة الاحزانی

شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی

تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی

اقبَلْتَ علیٰ وصلی و احتَلْتَ بِهجرانی

ایْن القدم الاولی این النظر الثانی

خاقانی اگر خواهی کز عشق سخن‌ رانی

کم زن کم عالم را پس گو کم خاقانی

چون بر ملک مشرق عبدِ گهر افشانی

العبد نویس از جان بر تختهٔ پیشانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر خاقانی به بیان احساسات عمیق عاشقانه و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند قهوه، ریحان و جام سفالی، به تصویر کشیدن لحظات شادی و غم در عشق می‌پردازد. در این شعر، دوگانگی عشق و دوری از محبوب مشهود است و شاعر به یادآوری می‌پردازد که چگونه عشق می‌تواند تسکین‌دهنده‌ی دردها باشد. همچنین اشاره‌ای به زیبایی‌های طبیعت و مجالس خوش‌سحری دارد که در کنار هم به ایجاد حالتی خاص می‌انجامد. خاقانی در نهایت به اهمیت عشق و تأثیر آن بر روح و زندگی انسان تأکید می‌کند.