نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۹۶ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قم بکرة و خذها با کورة الحیاتِ

فالدیک قد ینادی هات السُّلاف هاتِ

در جام زیبقی کن گوگرد سرخ ذاتی

آن کیمیای جان‌ها وان گوهر نباتی

راحا کعین دیک اصفی من الفراتِ

فالدیک فی اذان والکاس فی الصلوةِ

لب تشنگان جان را سیارهٔ حیاتی

بل یوسفان دل را از چاه غم نجاتی

هات‌الصبوح فاشرب مستدرک الفواتِ

انعم بها صبوحی واجمع بهاشتاتِ

مِیْ خواه و دیوْ دل باش ارچه مَلَک صفاتی

از سرزنش چه ترسی نه قاضی‌القضاتی

حفت الیک روحی حتی انحنت قناتی

لاالخیر فی حیاتی لاالضر من مماتی

خاقانیا چو دیدی از عمر بی‌ثباتی

نَطع هوس برافشان پندار شاه‌ماتی

وصف خدایگان خوان گر مرد معجزاتی

اقبال پادشه را از سیل حادثاتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت‌های زندگی دعوت می‌کند و بر اهمیت شادی و استفاده از لحظات زندگی تأکید می‌کند. او به نوشیدنی‌ها و می که جان را زنده می‌کند اشاره دارد و از افرادی مانند یوسف که می‌توانند دل‌ها را از اندوه رهایی بخشند، یاد می‌کند. شاعر به چالش‌های زندگی و ناپایداری عمر اشاره می‌کند و از شنیدن سخنانی که روح را تقویت می‌کند، خوشحال است. در نهایت، او تأکید می‌کند که از سرزنش دیگران نترسد و در جستجوی شادی و زیبایی بماند.