نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

مِی‌ خور که جهان حریف‌جوی است

آفاق ز سبزه تازه‌روی است

بر عیش زدند ناف عالم

اکنون که بهار نافه‌بوی است

از زهد کنار جوی کاین وقت

وقت طرب و کنارِ جوی است

شو خوانچه کن و چمانه درخواه

زان یوسف ما که گرگ‌خوی است

گرگ آشتی است روز و شب را

و آن بت شب و روز جنگ‌جوی است

خاقانی گفت خاک اویم

جان و سر او که راست‌گوی است

گفتی ز سگان کیست افضل

گر هست هم از سگان اوی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت لذت بردن از زندگی و زیبایی‌های طبیعت در فصل بهار اشاره دارد. شاعر از خواندن و جشن گرفتن در کنار جوی یاد می‌کند و به طرب و شادمانی دعوت می‌کند. او تأکید می‌کند که در این زمان باید از زهد و روزه‌خواری فاصله گرفت و به خوشی‌ها پرداخت. همچنین، اشاره‌هایی به عشق و جنگ در زندگی وجود دارد و شاعر خود را خاک کسی می‌داند که راستگو باشد. در پایان، اشاره‌ای به تمایز بین افراد و اینکه بهترین‌ها ممکن است از نوع خود باشند، دیده می‌شود.