نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح قاضی عمربن عبدالعزیز خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

اقضی‌القضاة عمر عبد العزیز راست

جاهی کز آن ملائکه حرز حریز کرد

او زبدهٔ جلال و چو تقدیر ذو الجلال

ناچیز را ز روی کرامات چیز کرد

تبریز کعبه شد حرمش را ستون عدل

صدر فرشته خلق پیمبر تمیز کرد

آری ز ابتدا حرم کعبه را ستون

هم مکرمات عمر عبد العزیز کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عمر عبدالعزیز، قاضی مشهور است که او را به عنوان شخصیتی والامقام و با انصاف توصیف می‌کند. او به گونه‌ای رفتار می‌کرد که به او مقام و جلال خاصی بخشید و سبب شد تا عدالت و کرامات او در جامعه شناخته شود. شاعر اشاره می‌کند که تبریز به عنوان نماد عدل در زمان او مطرح شد و عمر عبدالعزیز به عنوان رهبری که ارزش‌های اخلاقی و عدالت را برقرار کرد، شناخته می‌شود. به طور کلی، این شعر تجلیل از عدالت و دیانت اوست.