شمارهٔ ۲۱۸ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
به خدائی که کرد گردون را
کلبهٔ قدرت الهی خویش
که ندیدم ز کارداری عشق
هیچ سودی مگر تباهی خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خداوند اشاره میکند که جهان را آفریده و قدرت الهیاش را در کلبهای نمادین نمایان کرده است. او به این نکته میپردازد که در زندگی عاشقانهاش، هیچ کار مفیدی جز از بین بردن و تباهی خود ندیده است. یعنی عشق برای او به جای فایده، تنها آسیب و ویرانی به همراه داشته است.