نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۵ - خاقانی برای دوستی اسب و این شعر را فرستاد خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

زهی عقد فرهنگیان را میانه

میان پیشت اصحاب فرهنگ بسته

علی رغم خورشید دست ضمیرت

حلی بر جبین شباهنگ بسته

چنان جادوی بخل را بسته جودت

که جادو زبان را به نیرنگ بسته

کفت عیسی‌آسا به اعجاز همت

تب آز را پیش از آهنگ بسته

دلت گوهر راز حق راست حقه

درون بس فراخ و سرش تنگ بسته

سراید نوای مدیح تو زهره

ببین گیسوی زلف در چنگ بسته

فلک چنگ پشت است و ساعات رگ‌ها

که رگ بیست‌وچار است بر چنگ بسته

فرستادمت اسب و دستار و جبه

ز مه طوق بر اسب شب‌رنگ بسته

سپید است دستار لیکن مُذَهّب

سیاه است جبه ولی رنگ بسته

به دستار و جبه خجل‌سارم از تو

درِ عفو مگذار چون سنگ بسته

مسیح آیتی من سلیمانت کردم

که بادی فرستادمت تنگ بسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و احساسات شاعر نسبت به یک شخص فرهنگی و والامقام پرداخته است. شاعر به محبت و جمال این فرد اشاره می‌کند و ضمن توصیف زیبایی‌های او، از تاثیر شگرفی که بر روح و جان او گذاشته، سخن می‌گوید. در این شعر، هر بیت به نوعی از ویژگی‌های شخصیتی و معنوی این فرد و همچنین نسبت به خود شاعر و احساساتش نسبت به او پرده برمی‌دارد. از جادو و اعجاز گرفته تا عشق و آرزو، شعر نمایانگر درونیات شاعر و جایگاه این فرد در زندگی‌اش است. در نهایت، شاعر از کیستی خود و ارزش‌هایش در برابر این شخص سخن می‌گوید و بر اهمیت او در زندگی‌اش تأکید دارد.