نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۶ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

راز دارم مرا ز دست مده

بی‌خودان را به خودپرست مده

نجده ساز از دل شکسته‌دلان

این چنین نجده را شکست مده

شست تو همت است و صید تو مال

صید بدهی رواست، شست مده

مهرهٔ مار بهر مار زده است

به کسی کز گزند رست مده

عافیت کیمیاست دولت خاک

کیمیا را به خاک پست مده

گنج معنی توراست خاقانی

شو کلیدش به هرکه هست مده

پایگه یافتی، به پای مزن

دستگه یافتی ز دست مده

میده تنها توراست تنها خور

به سگان ده، به هم‌نشست مده

شمع غیبی به پیش کور مسوز

تیغ عقلی به دست مست مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از رازهایی صحبت می‌کند که نباید به دیگران سپرده شود و تأکید می‌کند که نباید به کسانی که خود را بزرگ‌تر از آنچه که هستند، جلوه می‌دهند، اعتماد کرد. او به یادآوری می‌آورد که دل‌شکستگان باید حمایت شوند و باید مراقب باشند که به سادگی دل‌شکسته نشوند. همچنین، به ارزش عافیت و فهم درست از زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که گنج واقعی در معنای عمیق است و نباید به آسانی در اختیار دیگران قرار گیرد. در پایان، شاعر بر لزوم احتیاط در ارتباطات و قیود هشدار می‌دهد و می‌گوید که به دست خود نباید به مستی یا کوری دیگران دامن زد.