نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۶ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سر انگشت می‌رزد بی‌بی

بر من انگشت می‌گزد بی‌بی

نای را دشمن است و دف را دوست

بر ره دف همی وزد بی‌بی

از پی یک نشان دوم جامه

لاجوردی همی رزد بی‌بی

آفتاب است و زهره می‌طلبد

در بر مه نمی‌خزد بی‌بی

صحن پانید حلقه می‌جوید

نیشکر هم نمی‌مزد بی‌بی

چشم بد دور نیک طباخ است

کآفتاب جهان سزد بی‌بی

نپزد هیچ قلیهٔ گزری

تابهٔ شلغمی پزد بی‌بی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بی‌بی (شخصیتی زنانه) سخن می‌گوید که با لطافت و ظرافت دست‌ها و حرکاتش جلب توجه می‌کند. او در تلاش است تا نشان و زینت خاصی پیدا کند و به زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی اشاره دارد. بی بی، مانند آفتاب و زهره، در جستجوی نور و زیبایی است و در عین حال از چیزهای بی‌محتوا پرهیز می‌کند. این بانو نه تنها به زیورآلات و زیبایی ظاهری اهمیت می‌دهد، بلکه به خوراک و هنر طبخ نیز توجه دارد. در واقع، شاعر از دو جنبه زیبایی و مدیریت زندگی صحبت می‌کند و به نوعی آرزوی تعالی و کمال را به تصویر می‌کشد.