شمارهٔ ۳۲۰ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
گفتی که سپاس کس مبر بیش
کز دهر به بخت نیک زادی
آری منم از دعای پیران
خورده برِ کشتزار شادی
باقی شدم از هدایت عم
کاموخت مرا ملک نهادی
عم کرد مرا دعا گه نَزع
گفت افضل شرق و غرب بادی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع شکرگزاری و تأثیر دعا و هدایت در زندگی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که نباید از کسی سپاسگزاری کرد، زیرا خوشبختیاش نتیجه دعاهایی است که از قدیمترها برایش شده است. او خود را خوارزندهی دعای بزرگترها میداند و تأکید میکند که این دعاها زمینهساز شادی و موفقیت او بوده است. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که دعاهایی که در زمانهای سخت و دشوار برای او شده، او را به درجات بالایی رسانده است.