شمارهٔ ۹۵ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
شب که مثال مه ذیالحجه دید
صورت طغراش ز مه برکشید
تا نهم ماه به طغرای ماه
حاج توانند به موقف رسید
چشم فلک بود مگر آفتاب
ماه نوش ابرو و کس میندید
چشم پدید آمده پنهان بماند
ابروی پنهان شده آمد پدید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به وصف شب دهم ماه ذی الحجه میپردازد. او زیبایی ماه و نور آن را بیان میکند و میگوید که این شب، لحظهای است که حاجیان میتوانند به مکان مقدس خود برسند. در این شب، آفتاب و ماه به زیبایی یکدیگر را مینگرند و چشمهای انسانها نمیتوانند زیبایی این دو را از هم تفکیک کنند. در پایان، ابروی ماه که پنهان بوده، اکنون آشکار شده است.