نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۹ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سرو خرامنده ی بستان حقایق

آزاد شو از سبزه ی این سبز حدائق

بر گلبن ایجاد توئی غنچه ی خندان

در گلشن ابداع توئی برگ شقائق

منزلگه انس تو سراپرده ی قدسست

تا چند شوی ساکن این تیره مضائق

بیرو نرود راه تو بی ترک مقاصد

حاصل نشود کان تو بی قطع علائق

رخش امل از عرصه ی تقلید برون ران

تا خیمه زنی بر سر میدان حقائق

در کوکبه ات خیل و حشم چیست مخائل

شد در راه تو خرگاه وخیم چیست عوائق

چون کعبه ی خلقت بوجود تو شرف یافت

باید که شوی قبله ی حاجات خلائق

آنکس که گدای در میخانه ی عشقست

بر خسرو عقلست بصد مرتبه فائق

خواجو بسحر سر مکش از مرغ صراحی

زیرا که بشبگیر بود بلبله لائق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید از زیبایی و حقیقت می‌پردازد و از معشوقه یا حقیقتی که در بستر طبیعت و وجود دارد، سخن می‌گوید. او از معشوقه خواسته است تا از محدودیت‌های دنیوی رها شود و به آزادی برسد. شاعر همچنین به اهمیت خلاقیت و ابداع اشاره کرده و می‌گوید که انسان باید از تقلید فاصله بگیرد و به سوی حقیقت برود. در نهایت، شاعر به عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق، برترین حس وجود است و انسان را از هر محدودیتی آزاد می‌کند.