شمارهٔ ۲۴۷ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای صبا حال جگر گوشه ی ما چیست بگو
در دل آن مه خورشید لقا چیست بگو
صبر چون در مرض خسته دلان نافع نیست
درد ما را بجز از صبر دوا چیست بگو
اگر از مصر بدین جانبت افتاد گذار
خبر یوسف گمگشته ی ما چیست بگو
هرگز از صدرنشینان سلاطین با تو
هیچکس گفت که احوال گدا چیست بگو
از برای دلم ای هدهد میمون آخر
عزم بلقیس چه و حال سبا چیست بگو
گر نه آنست کزو مشک ختا می خیزد
چین گیسوی تو ای ترک ختا چیست بگو
آخر ای ماه پریچهره اگر نیست هلال
آن خم ابروی انگشت نما چیست بگو
بجز از آنک برم مهر و وفای تو بخاک
بر من ای دلبر بی مهر و وفا چیست بگو
قصد خواجو چه نمائی و نترسی زخدا
جرم این خسته دل از بهر خدا چیست بگو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر مشهور فارسی، خواجوی کرمانی است که در آن از صبا (نسیم) میخواهد تا درباره حال دل و احوال گدا و یوسف گمگشته بگوید. شاعر به صبر و دردهای دل اشاره میکند و میگوید که صبر در این وضعیت کمکی نمیکند. همچنین از زیباییهای معشوق و احساسات عاشقانهاش سخن میگوید و میخواهد تا از عشق و وفای محبوبش بگوید. در کل، شعر بیانگر نوعی longing یا دلتنگی برای عشق و ارتباط عمیق انسانی است.