شمارهٔ ۲۶۲ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تخت خیری بین دگر بر تخته ی خارا زده
خیمه سلطان گل بر دامن صحرا زده
دوستان در بوستان برگ صبوحی ساخته
بلبلان گلبانگ بر طوطی شکرخا زده
از شقایق در میان سبزه فرّاش ربیع
چار طاق لعل بر پیروزه گون دیبا زده
زرگر باد بهاری از کلاه سیم دوز
قبّه ئی از زر بنام نرگس رعنا زده
خوش نوایان چمن در پرده ی عشاق راست
نوبت نوروز بر بانگ هزار آوا زده
غنچه همچون گلرخی کو داده باشد دل بباد
دست در پیرهن زنگاری والا زده
از چراغ بوستان افروز شمع زرچکان
باد آتش در نهاد لاله ی حمرا زده
نوعروسان چمن در کلّه های فستقی
تاب در مرغول ریحان سمن فرسا زده
دمبدم در گوشه های باغ گوید باغبان
چشم خواجو بین دم از سرچشمه های ما زده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر زیباییهای بهار و شکوفایی طبیعت است. در آن، تصاویری از جشن نوروز، گلها و طبیعت سرزنده به تصویر کشیده شده است. شاعر به وصف چمن و گلهایی که در باغها رشد کردهاند، میپردازد و حال و هوای شادابی و نشاط بهاری را به تصویر میکشد. همچنین، اشارههایی به دوستی و عشق، و لحظات خوشگذرانی در طبیعت وجود دارد. در نهایت، نمادی از زندگی و جوانی از طریق گلها و سبزهها ارائه میشود، و صدای خوش خوانندگان و بلبلان فضای باغ را پر کرده است.