شمارهٔ ۲۶۷ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از لب شیرین چون شکّر نبات آوردهای
وز حبش بر خسرو خاور برات آوردهای
بتپرستان را محقق شد که این خط غبار
از پی نسخ بتان سومنات آوردهای
مهروزان را تب محرق به شکّر بستهای
یا خطی در شکّرستان بر نبات آوردهای
خستگان ضربت تسلیم را بهر شفا
نسخهٔ کلی قانون نجات آوردهای
ای خط سبز نگارین خضر وقتی گوییا
زآن که سودای لب آب حیات آوردهای
تا کشیدی نیل بر ماه از پی داغ صبوح
چشمهٔ نیل از حسد در چشم لات آوردهای
چون روانم بیند از دل دیده را در موج خون
گویدم در دجله نهری از فرات آوردهای
زآن دهان گر کام جان تنگدستان میدهی
لطف کن گر هیچم از بهر زکات آوردهای
دوش میگفتم حدیث تیره شب با طرّههات
گفت خواجو باز با ما ترّهات آوردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیفی است زیبا درباره عشق و زیبایی، که در آن به جنبههای مختلف عشق و معشوق پرداخته شده است. شاعر به تصویرسازی از لبهای شیرین و شکرین معشوق اشاره میکند و آوردهای از زیبایی و جذابیت او را با شکر و نبات تشبیه میکند. همچنین، به ارتباط معشوق با عشق و زندگی اشاره شده و او را همچون خضر، نماد زندگی و جوانی، معرفی میکند. در مجموع، این شعر فضایی از عشق و زیبایی را به تصویر میکشد و به شفا و نجات ناشی از عشق اشاره میکند.