نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند

خار ما خوردیم و ایشان گل به دست آورده‌اند

گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد از آنک

رخت ما پیش از نزول ما به منزل برده‌اند

می‌پرستان محبت را ز غم اندیشه نیست

از برای آنکه آب زندگانی خورده‌اند

هر که در عشق پری‌رویان نیامد در شمار

عارفانش از حساب عاقلان نشمرده‌اند

با وجود آنکه بد گفتند و نیک انگاشتیم

ما نیازردیم و بدگویان ز ما آزرده‌اند

گل‌عذاران بین که کل پرده بر ما می‌درند

ما برون افتاده ویشان همچنان در پرده‌اند

بادپیمایان که آگه نیستند از سوز عشق

زان نمی‌سوزند از آه گرم ما کافسرده‌اند

زنده‌دل قومی که پیش تیغ عشقت شمع‌وار

ز آتش دل سر فدا کردند و پای افشرده‌اند

چون به بدنامی برآمد نام خواجو در جهان

نیک‌نام آن‌ها که ترک نیک‌نامی کرده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان رنج‌ها و دردهای معشوقه‌ها و عاشقان پرداخته است. شاعر می‌گوید که در حالی که آن‌ها مشقت و سختی را تحمل کرده‌اند، اربابان و قدرت‌مداران از میوه‌های این رنج‌ها بهره‌برداری کرده‌اند. همچنین به عشق و دل‌باختگی‌های عمیق اشاره می‌کند و می‌گوید که کسانی که در عشق نیستند، از عمق عواطف و شور و شوق تحرک ندارند. در نهایت، شاعر از بدنامی خود صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که حتی در بدنامی، نام نیک برخی از افراد در تاریخ باقی مانده است.