نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / شوقیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

با درد دُرد نوشان درمان چه کار دارد

با ناله ی خموشان الحان چه کار دارد

در شهر بی نشانان سلطان چه حکم داند

در ملک بی زبانان فرمان چه کار دارد

دریا کشان غم را از موج خون مترسان

با اهل نوح مرسل طوفان چه کار دارد

از دفتر معانی نقش صور فرو شوی

با نامه ی الهی عنوان چه کار دارد

زلف سیه چه آری در پیش چشم جادو

با ساحران بابل ثعبان چه کار دارد

عیبی نباشد ار من سامان خود ندانم

با آنک سر ندارد سامان چه کار دارد

بر خاک کوی جانان بگذر ز آب حیوان

کانجا که خضر باشد حیوان چه کار دارد

خسرو چگونه سازد منزل بصدر شیرین

بر مسند سلاطین دربان چه کار دارد

ریحان گلشن جان عقلست و نزد جانان

چون روح در نگنجد ریحان چه کار دارد

از مهر خان چه داری چشم وفا و یاری

در دست زند خوانان فرقان چه کار دارد

گفتم که جان خواجو قربان تست گفتا

در کیش پاکدینان قربان چه کار دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل به بررسی احساسات و تردیدهای انسانی در مواجهه با عشق، رنج و جستجوی معنای زندگی پرداخته است. شاعر با نگاهی عمیق به درد و ناله‌های خموشان اشاره می‌کند و می‌پرسد که در دنیا و در روابط انسانی چه چیزی می‌تواند واقعاً معنادار باشد. او به مسائلی مانند حکمت، بی‌زبانی، و ارتباطات زیبا و معنوی اشاره کرده و از عواطف خود در پیوند با معشوق صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر به اهمیت واقعی عشق و ایمان در زندگی اشاره کرده و بیان می‌کند که حتی در شرایط نامفهوم، محبت و صداقت اصالت دارند.