نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای هم‌نفسم در شب هجران تو آه

رفتی و مرا چشم طلب بر سر راه

در نامه چو تقریر کنم قصهٔ شوق

از چشم قلم فرو چکد خون سیاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، شاعر از دوری معشوق و درد جدایی سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که وقتی معشوقش رفته، چشم‌هایش همچنان به جستجوی اوست. هرگاه می‌خواهد در نامه‌ای از شوق و longing خود بگوید، از احساس درد و غم عمیقش، به شکل قطرات خون از قلمش فرو می‌چکد.