شمارهٔ ۱۱۹ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند
بنگر که مقیمان سراپرده ی وحدت
در دیر مغان همسبق مغبچگانند
رو گوش کن از زمزمه ی ناله ناقوس
آن نکته که ارباب خرد واله از آنند
در حلقه ی رندان خرابات مغان آی
تا یکنفس از خویشتنت باز رهانند
از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت
کاین طایفه در کوی خرابات مغانند
از مغبچگان می شنوم نکته ی توحید
و ارباب خرد معنی این نکته ندانند
سر حلقه ی رندان خرابات چو خواجوست
زان همچو نگینش همه در حلقه نشانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعات تصوف و عشق الهی میپردازد. شاعر اشاره میکند که صوفی واقعی کسی است که از بادهی پاک و روحانی بهرهمند شود، و در غیر این صورت، نمیتواند به صفای واقعی دست یابد. او بر این نکته تأکید میکند که کسانی که در فضای وحدت هستند، در دلهایشان محبت و عشق را تجربه میکنند، حتی اگر در جاهایی مانند دیر (مکان عبادت) و خرابات (محل شرابخواری و عشق) باشند. شاعر به گوش فرا دادن به نالهی ناقوس و زمزمههای رندان (عاشقان) دعوت میکند تا از خودآگاهی و نفس خود رها شوند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که اهل حقیقت در کوی عشق و خرابات در جستجوی حقایق عمیقتری هستند و از مغبچگان (عاشقان) آموزههای توحید را میآموزند. در انتها، شاعر سر حلقهی رندان را به خواجویی تشبیه میکند که همه در گرد او گرد هم آمدهاند. در مجموع، شعر به تجلی عشق الهی و حقیقت در دلدادگان پرداخته و به مخاطب دعوت به تجربۀ ناب عشق میکند.